تبليغاتX
GEOGRAPHY INFORMATION MONITOR
GEOGRAPHY INFORMATION MONITOR
*~*~ذوب صفحات یخی گرینلند و جنوبگان~*~*

صفحات یخی گرینلند و قطب جنوب در حال ذوب شدن است. اما بر اساس یافته های پروفسور EVAN PAUGH تا به امروز نرخ دقیق ذوب یخچال ها در رابطه با زمان به طول انجامیدن آن ناشناخته باقی مانده است.

 در گذشته، در دوره هایی که این نواحی با سرما احاطه شده بود این صفحات یخی رشد کرده و یخچال ها شروع یه پیشروی کردند و با افزایش دما از دامنه آنها کاسته شد و برخی از یخچال های مهم در مرزهای این نواحی با افزایش شدید گرما به واسطه پدیده گرمایش زمین به طور کامل ناپدید شده اند.

در صورت ذوب کامل یخهای گرینلند سطح دریاهای چیزی نزدیک به 23 فوت بالا می آید که بخشهای وسیعی از سواحل قاره ها را به زیر آب خواهد برد. البته این در حالی است که صفحات یخی جنوبگان حجم بسیار بیشتری از صفحات یخی را در بر گرفته و تخمین زده می شود با ذوب آنها 190 فوت بر ارتفاع سطج آبهای آزاد افزوده شود.

انتظار می رود افزایش پدیده گرم شدن زمین با افزایش بارش برف در گرینلند و جنوبگان همراه شود. بسیاری از کارشناسان پیشنهاد می کنند که با افزایش نرخ بارش، افزایش مستقیمی در سرعت ذوب یخچال ها مشاهده می شود. چنانکه مطالعات اخیر نشان می دهد، صفحات یخی در گرینلند و جنوبگان با سرعت به مراتب بیشتر از آنچه که باید به واسطه برف جایگزین شود در حال ذوب است.

یکی از موارد تاثیرگذار در افزایش سرعت ذوب یخچال های گرینلند و جنوبگان، دریاچه های وسیع واقع در میان توده های یخی گرینلند می باشد. آبهای موجود در این دریاچه ها با ایجاد شکاف های عمیق و نفوذ به قسمت تحتانی صفحات یخی باعث ذوب در این بخش ها و حرکت سریع توده های یخی به سوی اقیانوسها می گردد. این دریاچه با سرعتی نزدیک به سرعت آبشار نیاگارا به زهکشی صفحات یخی می پردازد.

همه صفحات یخی به وسیله توده های گسترده ای از یخ پوشیده شده اند. اما صخره هایی که در زیر یخها وجود دارند، به آهستگی در حال حرکت بوده و با ایجاد اصطکاک به ذوب بخشی از یخ ها می پردازند. آبهای ناشی از ذوب، در زیر صفحات یخی با ایجاد حالتی شناور اجازه حرکت سریعتری را به صفحات می دهد.

مرکز صفحات یخ شامل صخره های یخزده می باشد که با ادامه روند گرمایش سطح زمین و جریان آبهای ناشی از ذوب یخ در مرز میان صخره ها و توده های یخی، رفته رفته چسبندگی میان دو کاهش یافته و توده های یخی با سرعت زیادی جابه جا می شوند.

فاکتور دیگری که در ذوب صفحات یخی به طور موثر فعالیت می کند، گرم شدن آبهای اقیانوسی است.

 سکوهای یخی "توده یخی که هنوز به صفحه یخی متصل می باشد اما بر روی آب شناور است"، باعث حرکت سریعتر صفحات یخی می شوند. در گرینلند سکوی یخی JAKOBSHAVN از سال 1992 تاکنون بیش از 5 مایل پسروی کرده است.

صخره ها و پرتگاه های روی دامنه های فیوردها و خلیج ها به آهستگی سکوه های یخی را به سوی دریا پیش می برند. اگر این سکوه ها در هنگام جابه جایی شکسته و ذوب شوند، جریانهای یخی پشت سر آنها با سرعت بیشتری پیش می روند.

شکستگی در سکو های یخی در یخهای جنوبگان نیز رخ می دهد. به عنوان مثال بخش اعظم سکوی یخی LARSEN B در مارچ 2002 از هم پاشیده شد و نرخ متوسط جریان یخی را 8 برابر افزایش داد.

در ذوب سکوهای یخی، دمای آب نسبت به دمای هوا از اهمیت بیشتری برخوردار است. البته در این فرآیند نقش هر دو پارامتر مهم است.

آبهای اقیانوسی گرمتر که از پدیده گرم شدن جهانی ناشی شده است یا رویدادهای منطقه ای می تواند باعث ایجاد شکستگی های بیشتر در سکوهای یخی و افزایش سرعت جریانهای یخی در صفحات توده های یخی جنوبگان شود.

در گرینلند با ادامه روند افزایش دما حتی در محدوده چند درجه، خروج حجم زیادی از صفحات یخی را به دنبال خواهد داشت.

می توان با استفاده از مدلهای آب و هوایی و بررسی جریانهای اقیانوسی به شبیه سازی رفتار صفحات یخی و جریانهای وابسته به آنها در قالب سیستم های یخچالی پرداخت.

 پیش بینی تغییرات در توده های یخی و اثرات آنها در سیستم های جهانی به ویژه سیستم های جوی از مهمترین نتایج این مطالعات به شمار می رود.



| *| نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 0:43 توسط OMID |
*~*~چشم انداز؛ نقطه تقارن جغرافی و اکولوژی~*~*

مقدمه

 چشم انداز[1] جغرافیایی به طور گسترده ای برگرفته از اصطلاح ناحیه در جغرافیاست. دیدگاه جغرافیایی چشم انداز مفهومی است در تایید ارتباط میان فرآیندهای طبیعی و فرهنگی در یک بخش فضایی که البته این مفهوم بر اساس نوع نگرش جغرافیدانان٬ میتواند به غلبه اندیشه های خاص فرهنگی یا فیزیکی در تعریف مفهوم چشم انداز منجر شود.

در نگرش اکولوژیکی٬ ویژگی های اصلی در تعریف چشم انداز٬ دیدگاه فضایی بوده و روابط میان عناصر٬ شامل انسان و یا عدم حضور وی مدنظر قرار می گیرد. می توان تعریفی یکپارچه از مفهوم چشم انداز به عنوان محدوده ای فضایی و ناهمگن از عناصر فیزیکی و فرهنگی٬ جایی که ارتباط میان فرآیندهای طبیعی و انسانی رخ می دهد٬ ارائه کرد.

 منشاء و خواستگاه مفهوم چشم انداز

 کلمه چشم انداز یک اصطلاح کهن از شاخه زبانهای هندو – اروپایی است که چند هزار سال پیش توسط مردمی (آریایی ها) که به اروپا مهاجرت کردند٬ وارد مهمترین واد مهمترین شاخه های زبانی در اروپا٬ نظیر لاتین٬ سلتیک٬ آلمانی٬ اسلاو٬ یونانی و فرانسه شد. همچنین این واژه به واسطه حضور ساکسون ها و گروهی از ژرمن ها٬ پس از قرن پنجم میلادی در زبان انگلیسی و بریتانیا ظاهر شد.

]این واژه در زبان انگلیسی به اشکال مختلفی مانند "Landskipe" یا "Landscaef" در دوره های مختلف به کار می رفت.[ آلمانها آنرا "Landschaft" و هلندی ها "Landscap"٬ بعلاوه معادلهایی در میان سوئدی ها و دانمارکی ها رایج بود. در این میان فرانسوی ها هم از معادلهایی مانند "Terroir","Pays",Passage","Campagne" استفاده می کردند. اما همه آنها به طور یکسان٬ مفهومی برابر از چشم انداز ارائه نمی دهند (جکسون[2] 1984).

 چشم انداز "Landschaft" در مفهوم آلمانی به طور مثال می تواند به اندازه یک بخش اجرایی کوچک باشد و از نظر تقسیمات کشری برابر با منطقه باشد. در حالی که در جغرافیای لاتینی٬ محدوده ای حدود یک منطقه روستایی را در بر می گیرد. متون قدیمی انگلیسی چشم انداز "Landscipe"  را برای بیان محدوده مالکیت شخصی یک لرد یا محدوده مسکونی مردم به کار می بردند (مایک سل[3] 1972).

بدین ترتیب٬ این واژه کهن برای تعیین یک منطقه اجرایی یا بخش ارضی استفاده شده است.

 اصطلاح چشم انداز از اواخر قرن 16 و اوایل قرن 17 تحت تاثیر تلاش های نقاشان هلندی و آلمانی برای  جستجو و تعریف دوباره ای از امیش مناظر٬ به ویژه مناظر روستایی یا یک منظره منحصربه فرد٬ به شکل کنونی تغییر ماهیت داد. مفهوم عمومی یک چشم انداز به بخشی از سطح زمین یا قلمرو گفته می شد که می توان با یک نگاه اجمالی٬ یا توسط یک مشاهده کننده دیده شود (مایک سل 1972).

مفهوم عمومی چشم انداز را می توان با توجه به مکتب جغرافیایی فرانسه و پرتقال٬ اینگونه نیز بیان کرد؛ فضایی از ناحیه که در یک نگاه مشاهده شود یا نقاشی٬ تصویر و ترسیمی که یک چشم انداز طبیعی یا مدنی را به نمایش می گذارد (فریرا[4] 1975).

 مفهوم چشم انداز در جغرافی

  در جغرافیا مفهوم چشم انداز یکی از موضوعات مطالعاتی مهمی بود که از قرن بیستم آغاز شد. در پیروی از سنت همبولت[5] و برخی دیگر از جغرافیدانان طبیعت گرا٬ کلمه چشم انداز برای بیان محدوده وسیعی از فضای بصری که خصوصیات فیزیکی و طبیعی آن به میزان زیادی همگن است به کار می رفت٬ لازم به ذکر است محدوده مورد نظر به طور انفرادی مرد بررسی قرار می گیرد (هولزر [6]1999). کارل ساور٬ جغرافیدان برجسته آمریکایی با توجه به مفهوم چشم انداز در مکتب جغرافیایی آلمان٬ چشم انداز را به عنوان محدوده ای مشخص و مجزا همراه با پیوند اشکال فیزیکی و فرهنگی در یک زمان تعریف می کند (کارل ساور[7] 1998). دیدگاه کارل ساور تجزیه و تحلیل مورفولوژیک چشم انداز با توجه به سیمای فرهنگی آن مورد توجه قرار می گیرد.

 (ترول[8] 1997) چشم انداز را به عنوان بخشی از سطح زمین همراه با یک آرایش فضایی تعریف می کند که سیمای ظاهری چشم انداز نتیجه آن می باشد و ناشی از ارتباط مجموعه ای از عناصر و ارتباطات داخلی و خارجی میان آنهاست که توسط مرزهای چشم اندازهای دیگر محدود شده است. تعریف مذکور با دیدگاهی کاربردی٬ بر روی ارتباط میان عناصر چشم انداز٬ هماهنگی و وابستگی درونی موجود٬ تاکید کرده است.

 چنانکه (کورا و روزندال[9] 1988) فرهنگ یا چشم انداز جغرافیایی را نتیجه ای از کنش فرهنگی بر روی چشم انداز طبیعی در طول زمان می دانند که همراه با هم ابعاد (ویژگی) زیادی را به نمایش می گذارند که در یک قالب شناختی بررسی می شوند. بنابر این چشم انداز شامل یک بعد ژئومورفیک از مجموعه ای از اشکال است که توسط طبیعت و رفتار انسان شکل گرفته است.

بعد کارکردی٬ خصیصه فضایی چشم انداز را به نمایش می گذارد. و بعد نمادینی که معانی نظیر محدوه مالکیت شخصی یا از سوی دیگر برجستگی ها (ارتفاعات)٬ و حتی افسانه های باستانی را در خود جای می دهد. بدین ترتیب٬ معانی و مفاهیم زیادی در ساخت پیکره چشم انداز نقش دارد که درک کامل آن را بسیار دشوار کرده است (پنینگ – روزل و لاونتال[10] 1986).

 در خصوص تعدد معانی کلمه چشم انداز در طول تاریخ٬ مهم است که همیشه به آن با یک جهت گیری فضایی (زمین٬ ایالت٬ کشور٬ منطقه٬ قلمرو) و کل نگر توجه کنیم (گومز[11] 2001). در مجموع٬ چشم انداز یک مفهوم چند بعدی را مطرح می سازد که از تاثیرات متقابل فرهنگ و طبیعت و یا اگر بهتر بگوییم فرآیندهای طبیعی و فرهنگی به وجود می آید (لوچیاری[12] 2001). بر این اساس مفهوم چشم انداز می تواند به سهولت در ارتباط با موضوعات اجتماعی و طبیعی (فرآیندهای طبیعی) قرار بگیرد.

 از میان معانی و ارزشهایی که از مفهوم چشم انداز بیان شد. گاهی توجه ویژه ای به یکی از ابعاد٬ نسبت به  سایرین با توجه به موضوع مورد مطالعه صورت می گیرد. اگرچه تعریف مفهوم یک چشم انداز که شامل همه ابعاد مورفولوژیک٬ کارکردی و نمادین آن بدون از دست دادن هویت چشم انداز٬ مقدور است. (جکسون[13] 1984) در تعریفی از چشم انداز به عنوان ترکیبی از فضای خلق شده یا تغییر داده شده توسط انسان در جهت پایه گذاری زمینه ای برای معیشت اجتماعات انسانی نام می برد. پس چشم انداز فضایی٬ خلق شده برای تسهیل یا ممانعت از فرآیندهای طبیعی است.   

 بر این اساس هنگامی که جکسون و لوچیاری ،رآیند واکنش انسان و محیط را مطرح کردند٬ دیدگاههای خود را بر اساس ویژگی ارتباط عناصر فرهنگی و طبیعی شکل دادند. چنانکه ارتباط میان این پارامتر ها در تعریف به کار رفته توسط ترول 1997 نیز به چشم می خورد. یکی دیگر از شاخص های مفهوم چشم انداز در جغرافیا٬ پویایی همراه با ساختار فضایی تشکیل شده از عناصر فرهنگی و انسانی است (بوبک و اشمیتازون[14] 1998). در این حالت٬ چشم انداز٬ نمادی از تمدن بوده و قالبی است متشکل از عملکردهای فرهنگ که ارتباط میان جامعه٬ فضا و طبیعت را کانالیزه می کند(بوبک 1998). وی اضهار می دارد که چشم اندازها به عنوان یک مفهوم باید به وسیله ابزارهای روش شناسی توصیف شود. یکی از این ابزار٬ کمی سازی آماری از اشکال چشم انداز و تجزیه و تحلیل روابط میان عناصر چشم انداز است.

 برای بررسی جهت روابط میان چشم انداز و مجموعه ای از موضوعات مرتبط٬ درک چشم انداز با توجه به نوع و اهداف مطالعه ضروری به نظر می رسد. واضح است که سیاست٬ جامعه شناسی٬ اخلاق و ... هریک بر اساس نحوه ارتباط با چشم انداز٬ دیدگاه متفاوتی خواهند داشت. بنابراین چشم انداز ارزشهای متنوعی را دریافت می کند. به عنوان نمونه از نقطه نظر فرهنگ٬ چشم انداز قطبی بیان کننده ویژگی شکست ناپذیری یا شاید بهتر بگوییم سخت کوشی انسان است(کسگروف[15] 1998).

ارزشی که از آن نام برده شد٬ وابستگی مستقیم به موضوع مورد نظر داشته و از آن به عنوان مفهوم درک چشم انداز[16] یاد می شود (برونت[17] 1982).

 مفهوم چشم انداز در اکولوژی

 (فورمن وگادرون[18] 1986) مفهومی از چشم انداز را که بر اساس تعریف ترول قرار دارد را وارد اکولوژی کردند. آنها چشم انداز را به عنوان یک ناحیه همگن٬ مرکب از مجموعه ای از پارامترها٬ همراه با کنش متقابل توصیف می کنند٬ که در سرتاسر این فرم تکرار شده است. این واحدهای متقابل می توانند شامل اشکال زمین شناسی٬ انواع خاکها٬ جانوران بومی٬ میکرو اقلیم٬ کاربری زمین و الگوی تمرکز اجتماعات انسانی باشد (فورمن 1995). از نظر فورمن و گادرون٬ چشم انداز شامل سه ویژگی اصلی؛ ساختار٬ کارکرد و تغییر است.

 تعریفی که در بالا بیان شد. کانون توجه خود را منوط به ابعاد مورفولوژیک و کارکردی کرده و ابعاد نمادین و موضوعات فرهنگی و فرهنگی را که جزء جدا نشدنی مغهوم چشم انداز است٬ از یاد برده است. بدین ترتیب آنها مخالف این تصور بودند که رابطه مبتنی بر علت و معلول میان داده های طبیعی در ارتباط با جامعه انسانی وجود دارد (لوچیاری 2001).

 برای (زونولد[19] 1995) چشم انداز٬ سیستم ارتباطی پیچیده ای است که بخش قابل شناختی در سطح زمین را تشکیل می دهد. وی فرض می کند که چشم انداز ها به وسیله اعمال و نیروهای غیر زنده و انسانیایجاد شده و ادامه می یابد٬ آنگاه وی به نقش انسان به عنوان عاملی که چشم انداز را تولید و تعیین می کند. این تعریف در میان سایر تعاریف اکولوژیک٬ از جایگاه ویژه ای برخوردار است. زیرا سایر تعاریف به عامل انسانی به عنوان یک فاکتور اساسی توجه نکرده اند.

 (نوه و لیبرمان[20] 1994) انسان را در زیست بوم مورد توجه ویژه قرار داده اند. اگرچه در ابعاد اکولوژیکی عامل اصلی برای تعریف چشم انداز٬ خصوصیات فضایی٬ عدم تجانس و کنش متقابل بین عناصر (با یا بدون وجود انسان می باشد)(آلن٬ هوکسترا 1992 ؛ متزاگر و تورنر[21] 2001).

 چشم انداز می تواند در مقیاس های گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. همچون مطالعه حشره ای بر روی یک برگ در یک چشم انداز یا بخشی از یک محدوده درختکاری شده در شهر (الن و هولکسترا 1992 ؛ الن[22] 1998).

 مطالعه چند بعدی از چشم انداز می تواند گزینه منحصر به فردی برای کاهش نفوذ و ایجاد تغییرات ماندگار توسط انسان در چشم انداز باشد. الن و هوکسترا چنین استنباط می کنند که در مقیاس متوسط تاثیر انسان در مقیاس قاره ای که توپوگرافی٬ عامل تعیین کننده در ساختار چشم انداز به شمار می رود٬ بیشتر است. پس انتظار می رود که در مقیاس کوچکتر تاثیر انسان نسبت به مقیاس های متوسط  ضعیف تر است. در این حالت ارتباط میان فرآیندهای فرهنگی و و طبیعی یک سلسله تغییرات در ساختار چشم انداز ایجاد می کند. چشم انداز٬ رابطه ای است میان طبیعت و فرهنگ٬ اما سایر فرآیندهای موثر به مقیاس مطالعه وابسته خواهد بود.

 مفهوم هم سو از چشم انداز

 در جغرافیا و اکولوژی مفهوم چشم انداز با پارامترهای فضایی٬ عدم تجانس و ارتباط میان عناصر و فرآیندهای فیزیکی و فرهنگی در سطوح مختلف تعریف می شود که به دیدگاه های به کار رفته در آن واسته است. در دیدگاه اکولوژیک کانون تمرکز بر روی پارامتر فضایی٬ نا همگنی و روابط میان فرایندهای طبیعی (با حضور یا عدم حضور انسان) قرار گرفته است. دیدگاه جغرافیای فیزیکی با تمرکز بر پارامتر های فضاییو روابط میان عناصر فیزیکی در چشم انداز توصیف می شود. دیدگاه جغرافیای انسانی و نمادین٬ بر سطوح مختلف در ارتباطات بین فرآیندهای فیزیکی و فرهنگی استوار شده است(اصولا بر نوع فرهنگی).

 در هر صورت٬ اختلاف میان این دیدگاه ها٬ اساسا بر ابعاد٬ مورفولوژیک٬ کارکردی٬ یا نمادین قرار دارد که در مطالعه چشم انداز به کار می رود. پس می توان مفهوم چشم انداز را به عنوان بخش متجانس از فضا٬ جایی که ارتباطات میان فرآیندهای فیزیکی و فرهنگی در آن رخ می دهد.

 بر اساس آنچه تاکنون گفته شد٬ مفهوم  چشم انداز با احاطه بر عناصر فرهنگی و طبیعی در یک بخش فضایی موضوع مورد مطالعه علوم مختلفی بوده و دیدگاه های متفاوت و گاهی متضاددرباره آن ارائه می شود. در این حالت٬ علومی که چشم انداز را مطالعه می کنند؛ نظیر جغرافیا٬ اکولوژی٬ و اکولوژی چشم انداز٬ زمینه و پایگاهی برای مشارکت علوم مختلف٬ برای بحث و مطالعه ارتباطات موجود و ابعاد مختلف چشم انداز باز می کنند.

 



| *| نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388 و ساعت 16:50 توسط OMID |
*~*~افزایش جهانی سرعت انتشار کربن~*~*

یکی از آخرین مطالعات در زمینه مجموع حجم کربن در جهان٬ توسط میشل روپیچ در پاریس و GCP در واشنگتن به طور همزمان صورت گرفته است.

اندازه گیری حجم کربن در مقیاس جهانی برای درک تراز مجموع کربن متمرکز در اتمسفر و بیان میزان تغییرات اقلیمی به واسطه فعالیت های انسانی ضروری است. علارغم هشدارهای جهانی در مورد خطر افزیش تجمع کربن در جو٬ نرخ انتشار آن به سرعت در حال افزایش است. تا جایی که آهنگ تمرکز CO2 تا سال 2007 به 383 PPM رسیده و حجم CO2 تولید شده توسط انسان از سال 2000 تاکنون٬ نسبت به دهه های گذشته چهار برابر شده است. علارغم کوشش هایی که در جهت مقابله این پدیده خطرناک صورت گرفته٬ نظیر پیمان کیوتو٬ مبنی بر محدود کردن انتشار گازهای گلخانه های٬ به ویژه CO2 منتشر شده از احتراق سوخت های فسیلی و تغییر کاربری زمین(سوزاندن جنگلها...) به ده میلیارد تن در سال 2007 رسید. سرعت افزایش CO2 اتمسفر از سال 2000 تاکنون در حدود 2 PPM در سال می باشد که نسبت به 20 سال گذشته 33% سریع تر بوده است.

دکتر پپ کانادل٬ مدیر اجرایی پروژه کربن جهانی می گوید "داده های به روز٬ از میزان کربن اتمسفر نشان می دهد که شتاب انتشار و تمرکز CO2 در اتمسفر بی سابقه بوده و اینکه با گذشت یک دهه از توسعه شتابان بین المللی چنین تغییرات گسترده ای را ایجاد کرده٬ حیرت انگیز است." بنابر داده های سازمان ملی انرژی چین؛ کشورهای در حال توسعه نظیر چین که با افزایشی در میزان انتشار گازهای گلخانه ای ناشی از سوخت های فسیلی روبه رو بودند. با بهبود شرایط اقتصادی خود از سال 2005 به کاهش انتشار گازهای گلخانه های مبادرت کردند.

کاهش پوشش جنگلی بیشتر به جنگل زدایی در کشورهای استوایی همراه با جنگل های بارانی محدود می شود. و آنها با سوزاندن پوشش جنگلی و تبدیل آن به مزارع٬ علاوه بر تخریب بخشی از ریه های تنفسی کره زمین٬ مسئول انتشار 1.5 میلیارد تن CO2 در اتمسفر بالای سر خود هستند. اگرچه انتظار می رفت. تمرکز CO2 موجود در اقیانوس ها در سال 2007 افزایش یابد اما بررسی ها ار کاهش 10 میلیون تنی در این سال خبر می دهد.

پوشش های طبیعی و اقیانوس ها٬ نزدیک به (4.8 میلیون تن در سال) 54% از CO2 تولید شده از فعالیتهای انسانی را خارج می کنند. اما این کافی نیست و با افزایش انتشار CO2٬ نابرابری در جذب و انتشار بیشتر شده و سرعت تغییرات اقلیمی بیش از پیش افزایش خواهد یافت.



| *| نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 21:4 توسط OMID |